✨ماری به نام شجاع در قبر!! 

 

 

امام کاظم (ع) می فرمایند:

 

هرگاه مومنی نزد برادر مومن خود بیاید و از او حاجتی بخواهد،این موضوع در حقیقت رحمتی از جانب خداست که به سوی او آمده،

اگر حاجت او را روا کند به ولایت ما که متصل به ولایت الهی است نائل شده است و اگر با این که توانایی دارد حاجت او را بر نیاورد؛

سلّط الله علیه شجاعا من نار ینهشه فی قبره إلى یوم القیامة؛

 

خداوند ماری از آتش( به نام شجاع در قبر ) بر او مسلّط کند که تا روز قیامت او را بگزد.

 

📚اصول کافی جلد 2 صفحه 196

 

💫☘💫☘💫☘💫☘💫☘💫

 

@marefatekhoda

🦋👈چرا سوره توحيد را اخلاص ميگويند؟نکته اي عجيب

 

چون اين سوره تنها و خالص ، سخن از الله ميگويد. نه حرفي از بهشت دارد و نه جهنم ، نه پيامبران و نه ائمه و نه هيچ جيز ديگر ، خالص خالص معرفي الله است.

 

چه جالب اينکه اين سوره را شناسنامه الله ميگويند ، و جالب تر اينکه الله به عدد ابجد ۶۶ است و تعداد حروف اين سوره هم شصت و شش حرف ميباشد.

وجالبتر اينکه 66 بار يا الله گفتن بعد از هرفريضه واجب جهت برآورده شدن حاجات بسيار مجرب است.

استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و أتوب الیه. امروز سه مرتبه بخوان اگر گناهانت به اندازه کف دریا هم باشد بخشیده میشود.

 

 

🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 


موضوعات: ره توشه
   پنجشنبه 18 مرداد 1397نظر دهید »

‍ ((جناب حاج آقاى ناجى )) در اصفهان فرمودند:

یک روز صبح زود خادم آخوند کاشی به حمام مى رود و مى بیند آخوند در حمام قدیم توى خزینه است ، جلو مى رود و سلام مى کند.

آخوند مى گوید: سلام و زهر مار فلان فلان شده . کى گفته تو اینجا بیایى و شروع به ناسزا گفتن میکند.

خادم تعجب مى کند و مبهوت مى ماند. صبح اول صبحى ما مگر چکار کرده بودیم که باما اوقات تلخى کرد و ناسزا گفت .

خلاصه دل چرکین مى شود ولى چیزى نمى گوید. تا اینکه چند روز از این ماجرا میگذرد و مرحوم آخوند قلیان مى کشید، سر قلیان را براى مرحوم آخوند چاق مى کند و میآید خدمت آخوند و مى گوید: آقا چند روز پیش ‍ صبح آمدم حمام ، آخر چه قصورى از ما سرزده بود که على الطلوع اینهمه چیز به ما بار کردید؟

مرحوم آخوند مى گوید: خوب شد گفتى . من مى خواستم از تو معذرت خواهى کنم .

آقا چه معذرت خواهى اینمهه به ما چیز بارکردى ، بعد معذرت خواهى میکنى ؟

آخوند مى گوید: من صبح داشتم مدرسه مى رفتم توى خیابان وکوچه یک سرى حیواناتى رادیدم که درب مغازه هارابازمى کنند و بعضى حیوانات طرف من مى آمدند، از بس ترسیده بودم دویدم توى حمام که تو آمدى ، مى دانستم تو آدم خوبى هستى ،

گفتم بگذار یک مقدار ناسزا بگویم که حجاب شود، من مردم رابه شکل حیوانات گوناگون نبینم . و از حمام مى خواهم به مدرسه بروم دیگر نترسم . چون خیلى ترسیده بودم و خُب حجاب رفع شد، خلاصه ما را ببخش .

 

✍️داستانهایی از مردان خدا//قاسم میر خلف زاده

 

@marefatekhoda

❇️اثرات عجیب دعا و نفرین!

 

مطلبی بسیار جالب وحیرت انگیزاز کارکرد امواج نامریئ در اطراف ما

 

وقتی برای کسی از ته قلب آرزوی موفقیت شادی و سلامتی می کنید، امواج نامرئی تفکرات و انرژی شما تشخیص نمی دهد که این آرزو متوجه دیگریست.

این موج نیک خواهی ابتدا خود شما را سرشار از ماهیت خویش می کند.

 

در حالت دعا تمامی قوای معنوی، سلول های مغز و حتی سیستم عصبی، زیر بارش این ذرات بهشتی قرار می گیرند که خود شما آن را تولید کردید.

 

اگر از کسی بیزار و متنفر باشید نیز ذرات و امواج کسالت و تنفر، نخست بر خود شما می بارد و سپس در ضمیرتان رسوب می کند.

 

با توجه به این واقعیت، ضمیر ناخودآگاه کسی که دعا و نفرین می کند، نمیتواند تشخیص دهد که این محصولات شفا بخش و یا مسموم کننده متعلق به فرد دیگریست و باید به سوی او صادر شود بلکه در این شرایط، ضمیر ناخودآگاه، آن محصولات را ابتدا خودش جذب می کند.

 

📌📌📌📌📌📌📌📌

 

   چهارشنبه 17 مرداد 1397نظر دهید »

✴ حجت الاسلام و المسلمین سیّد عباس موسوی مطلق :

 

📝 به محضر شیخ الفقها والمجتهدین سلمان عصر مرحوم حضرت آیت الله العظمی اراکی (نوّر الله قبره) نامه ای نوشتم ،

📝 خلاصه اش این بود که برای ازدیاد محبّت امام زمان(عج) و یافتن استاد خلاق چه بکنیم؟

 

💖 ایشان فرمودند :

 

🚫 گناه نکنید و نماز اول وقت بخوانید.

 

🎌☀🎌☀🎌☀🎌

 

📝 چند سال بعد

نامه ای محضر فقیه عارف حضرت آیت الله العظمی بهجت با همان تقاضا ، یعنی ازدیاد محبّت امام زمان (عج) تقدیم کردیم.

 

💖 فرمودند :

 

🚫 گناه نکنید و نماز اول وقت بخوانید.

 

💥🌷💥🌷💥🌷

🔴 

👇🌷🌷🌷🌷👇

 

   دوشنبه 15 مرداد 1397نظر دهید »

🎀🍃#دختران آفتاب🍃🎀

💠 خیلیا دوست دارند خادم حرم معصومین باشند …

✅ اما تا بحال با خودت فکر کردی که آیا میتونی خادم امام غریب، #امام_زمان(عج) باشی؟؟؟

✳ اگه دوست داری خادم حضرت باشی براش قدمی بردار…

برای ظهورش تبلیغ کن…

به دیگران بشناسون …

کاری کن همه در همه جا به یادش باشن…

⬅ از همه مهمتر گناه نکن…

یا لااقل با خودت توی خلوتت روز به روز کمتر گناه کن…

❇️ با خودت شرط بذار که یه گناهی رو که تا الان انجام میدادی رو فقط و فقط برای خشنودی و تعجیل در فرج آقا انجام ندی…

❇ شاید خوندن نماز اول وقت هم گزینه خیلی مناسبی باشه که هدیه کنی به امام زمان عجل الله فرجه…

و …

پس بسم الله.. 


موضوعات: پله پله تاخدا
   یکشنبه 14 مرداد 1397نظر دهید »

#خاطرات_شهید 

 

💠مکاشفه شهیدعبدالحسین برونسی با حضرت زهرا( س )

 

🔰شهید برونسی فرمانده است توی عملیات رمضان، تیربار دشمن می گیره تو گردان عده ای شهید میشن گردان زمین گیر میشه. 😞

سید کاظم حسینی میگه : 

من معاون شهید برونسی بودم،

 اصلا بچه ها نمی تونستن سرشونو بلند کنن،

 یه دفه دیدم شهید برونسی بیسیم چی و پیک و

 همه رو ول کرد و رفت یه جاافتاد به سجده 

رفتم دیدم آروم آروم داره گریه می کنه، 

میگه یا زهرا مدد، مادر جان مدد…😭

 

بهش گفتم: حالا وقت این حرفا نیس ،

 پاشو فرماندهی کن !بچه های مردم دارن شهید میشن، 

ولی شهید برونسی انگار مرده بود و اصلا  توجهی به این خمپاره ها و حرفهای من نداشت.

 

گفت : بعد از لحظاتی بلند شد و گفت: 

سید کاظم ؟  گفتم:  بله ؟ 

گفت: سیدکاظم اینجا که من ایستادم قدم کن،

 25 قدم بشمار بچه های گردان رو ببر سمت چپ، 

بعد 40 قدم ببر جلو.

 

گفتم : بچه ها اصلا  نمیتونن سرشونو بلند کنن 

عراقی ها تیربارو گرفتن تو بچه ها. چی میگی؟

گفت : خون همه بچه ها گردن من، من میگم همین.

 

گفت : وقتی این دستورو داد آتیش دشمنم خاموش شد، 25 قدم رفتم به چپ، 40 قدم رفتم جلو،

بعد یه پیرمردی بود توی گردان ما خوب آرپیچی می زد، یه دفه شهید برونسی گفت فلانی آرپیچی بزن،

 گفت : آقای برونسی من که تو این تاریکی چیزی

 نمی بینم 😳

گفت : بگو یا زهرا و شلیک کن.

می گفت : یا زهرا گفت و شلیک کرد و خورد به یه تانک و منفجر شد.

تمام فضا اتیش گرفت و روشن شدفضا،

گفت اون شب 80 تانک دشمن رو زدیم و بعد عقب نشینی کردیم 💪

 

چند روز بعد که پیش روی شد و رفتیم شهدا رو بیاریم، رفتم اونجا که شهید برونسی به سجده افتاده بود 

و می گفت یا زهرا مدد 😭

 نگا کردم دیدم جلومون میدون مین هست.😳

 

قدم شماری کردم 25 قدم به چپ دیدم معبریه که دشمن توش تردد می کرده 

اگر من 30 قدم می رفتم اونورتر توی مین ها بودم

40 قدم رفتم جلو دیدم میدان مین دشمن تموم میشه رفتم دیدم اولین تانک دشمن رو که زدن فرمانده های دشمن با درجه های بالا افتادن بیرون و کشته شدن.

 

شهدا رو که جمع کردیم برگشتیم تو سنگر نشستم، گفتم آقای برونسی من بچه ی فاطمه ام ، من سیدم، 

به جده ام قسم از پیشت تکون نمی خورم تا سِر اون شب رو بهم بگی،

 تو اون شب تو سجده افتادی فقط گفتی یا زهرا مدد، چی شد یه دفه بلند شدی گفتی 25 قدم به چپ؟

 40 قدم جلو، بعد به آرپیچی زن گفتی شلیک کن؟ شلیک کرد به یه تانک خورد که فرماندهان دشمن تو اون تانک بودن ؟ قصه چیه؟

 

گفت سید کاظم دست از سرم بردار!

گفتم نه تا این سِر رو نگی رهات نمیکنم،

گفت میگم ولی قول بده تا زنده ام به کسی نگی☝️

 گفتم باشه!

 گفت : تو سجده بودم همینطور که گفتم یا زهرا مدد،  (توعالم مکاشفه) یه خانومی رو دیدم 

به من گفت چی شده؟

 

گفتم بی بی جان موندم؛😔 اینا زائرین کربلای حسین تو هستند، اینجا موندن چه کنم؟😭

 

گفت :  آقای برونسی جلوت میدون مینه، حرکت نکن، 25 قدم برو به سمت چپ، اونجا معبر دشمنه، از اونجا بچه ها رو 40 قدم ببر جلو میدون مین تموم میشه فرمانده های دشمن یه جا جمع شدن تو تانک جلسه دارن آرپیچی رو شلیک کن ایشالا تانک منفجر میشه و 

شما ان شاء ا… پیروز میشی🤲                  ✳ حالا ای برادر از فراخوان دشمن برای اعتراض نترسید؛

این مملکت صاحب دارد و شما مامور خدا هستید ؛ پشت سر فرزند زهرا حرکت کنید که فرمودند جوانان امروز در آینده نزیک عزت و فخر جمهوری اسلامی را در دنیا خواهند دید . شما مامور به ادای تکلیف هستید  نتیجه را خداست

 

#شهید_عبدالحسین_برونسی🌷

 

شهداشرمنده ایم

🌼🍃 🍃🌼 

   شنبه 13 مرداد 1397نظر دهید »

1 3 4 5 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 19

مرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
جستجو
موضوعات
 
20 روش آسان حفظ قرآن